02188218279-86053927

استراتژی آینده پتروشیمی، افزایش تولید یا توسعه سرمایه گذاری و تجارت؟

39 بازدید | يكشنبه 20 تیر 1400 | دسته بندی : اخبار

عبدالرسول دشتی:((معمولا برای هر جامعه یا سازمانی یک دوران گذار وجود دارد. دورانی خاص و توام با تحمل سختی ها و مشکلات که در مسیر رشد و شکوفائی باید از آنها به سلامت عبور کنند. شرایط حاکم بر پتروشیمی در دوران جنگ تحمیلی، سختی های فراوان دوران بازسازی و سپس تامین منابع مالی و جذب مشارکت برای توسعه باورنکردنی این صنعت و رسیدن به اعتبار جهانی و جذب مشارکت برای توسعه باورنکردنی این صنعت و رسیدن به اعتبار جهانی و همزمان رشد و توسعه توان شرکت های مهندسی و مشاور داخلی در طراحی و ساخت واحد های جدید، سپس تلاش برای دست یافتن به جایگاه یکی از شرکت های بزرگ تولید کننده محصولات پتروشیمی در خاورمیانه هریک در شرایط خاص خود دوره سخت و سرنوشت سازی برای ادامه حرکت رو به رشد پتروشیمی ایران را رقم زده است.

پتروشیمی از جمله صنایع سرمایه بر می باشد و توسعه آن در برنامه های چهارم و پنجم توسعه اقتصادی کشور عمدتا حول محور جذب سرمایه گذاری خارجی تدوین شده بود. شرایطی که در حال حاضر با توجه به افزایش تحریم های جهانی کل برنامه های سرمایه گذاری در کشور به ویژه نفت و پتروشیمی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

لذا باید پرسید با توجه به شرایط فعلی مناسب ترین استراتژی برای آینده پتروشیمی کدام است؟

صنایع پتروشیمی ایران طی سال های گذشته همواره برنامه ریزی های استراتژیک خود را بر اساس افزایش تولید طراحی کرده است اما اکنون شرایط به گونه ای است که می توان گفت تنها تکیه بر ارقام چندین میلیون تن ظرفیت تولید یا محصول قابل فروش را نمی توان به عنوان شعاری محوری برای بیان عظمت و اقتدار پتروشیمی ایران قرار داد. در جهان کنونی که هر لحظه بیشتر شکل دهکده ای جهانی به خود می گیرد، شرایط فعلی موجود در بازار جهانی این محصولات و تحریم های موجود ایجاب می کند تا پتروشیمی در بازنگری برنامه های استراتژیک خود جذب سرمایه گذاری و افزایش مشارکت با شرکت های بزرگ بین المللی را اساس فعالیت های آینده خود قرار دهد.

بدون شک بهره گیری مطلوب از این استراتژی می تواند پتروشیمی را در جهت تامین منابع مالی مورد نیاز برای اجرای طرح های نیمه تمام کمک کرده و راهکار نوینی در جهت مقابله با تحریم های جهانی را در اختیار مسئولان آن قرار دهد.در این شرایط سوال مهم این است که برای تحقق چنین هدفی کدام بخش از ساختار پتروشیمی از توانایی و قابلیت لازم برای محوریت در این فرایند مهم برخوردار است؟

هلدینگ خلیج فارس به عنوان بزرگ ترین هلدینگ پتروشیمی کشور در حال حاضر با در اختیار داشتن بیش از 40 درصد از ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی کشور، در اختیار داشتن حدود 11 درصد از بازار بورس و سهام کشور و درآمد ارزی سالانه نزدیک به 10 میلیارد دلار حاصل از صادرات محصولات تولیدی خویش و در دست اجرا داشتن حدود 6 میلیارد دلار طرح جدید از این ظرفیت برخوردار است که طلایه دار تحول در مدیریت نوین خصوصی سازی باشد و انجام این مهم در صورتی قابل تحقق است که مدیریت راهبردی خود را با دیدگاه جذب سرمایه گذاری و فاینانس پایه گذاری نماید.

با در نظر گرفتن شرایط فعلی و نیاز اساسی کشور به جذب سرمایه گذاری تغییر تفکر مدیریت کلان پتروشیمی مهندسی به سرمایه گذاری و مدیریت مالی و به کارگیری مدیران توانمند مالی در راس مدیریت کلان شرکت های بزرگی مانند هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس امکان جذب فاینانس و سرمایه گذاری های مورد نیاز این صنعت و به کارگیری آن در راستای افزایش تولید و توسعه تجارت فراهم شده، می تواند کمک بسیار شایسته ای به تامین سرمایه مورد نیاز طرح های در دست اجرا نموده، تداوم تولید و کسب درآمد حاصل از فروش محصولات تولیدی در بازارهای داخلی و خارجی و از آن مهم تر رونق دوباره بازار بورس و سهام و ایجاد اشتغال را به بهترین شکل ممکن محقق نماید.

خلاصه کلام

خلاصه این مطلب را باید چنین جمع بندی کرد که لازم است در یک تصمیم فراملی و خلاقانه، مدیریت کلان مجموعه بزرگ و تاثیرگذاری مانند هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس که طی چندسال اخیر نقش اساسی در تامین ارز مورد نیاز کشور بر عهده داشته است را در اختیار کارشناسان و مدیران برجسته و مجرب در حوزه های تخصصی اقتصادی و سرمایه گذاری قرار داد. اقدامی که می تواند بر خلاف گذشته که همیشه مهندسین و نیروهای فنی در راس مدیریت واحدهای بزرگ پتروشیمی قرار می گرفتند با توجه به تحولات جهانی و رونق کسب و کارهای دارای الگوهای نوین کارآفرینی، با خود جهشی اساسی را به همراه داشته باشد.

لذا به نظر می رسد در دولت جدید یک گام مهم برای آغاز چنین حرکت نوآورانه و ارزشمندی در راستای توسعه پتروشیمی، می تواند انتصاب مدیران دارای تخصص مالی، سرمایه گذاری و مخصوصا فاینانس در راس مرکز مهمی مانند هلدینگ خلیج باشد.اقدامی که تجربه موفق آن می تواند الگویی برای ادامه این روند در سایر هلدینگ ها و شرکت ها قرار گرفته، خلا کمبود سرمایه در این بخش ارز آفرین را به خوبی جبران نماید.